|
ج: بنده علیرضا احمدی در خصوص همایش وظیفه ای گردنم گذاشته شد با عنوان کمیته تشریفات و این هم به دلیل این بود که چند سالی در اردوگاه مسئول اسرا بودم و گفتم که خودم در کمیته بهتر میتوانم بروم و استقبال کنم از این رو بود که داوطلب شدم و در سه نقطه که دوستان ورود میکنند چه آنهایی که از طریق راه آهن فرودگاه یا زمینی ورود میکنند تیمی تشکیل بدهیم و به استقبال آنها برویم و این استقبال هم سپر کار بود یعنی حالتی بود که میدانستیم در روحیه آزادگان تاثیر دارد تا اینکه آدرس بدهیم به محل همایش بیایند اتوبوس در محل های ورود آماده بود و ما آزادگان را راهی محل همایش می کردیم و استقرار می دادیم س: مجموعا چند دستگاه اتوبوس برای حمل و نقل و استقرار آزادگان در نظر گرفتید؟ ج: جمعا نزدیک 25 نوبت ازادگان عزیز از فرودگاه و 6 نوبت از راه آهن به محل همایش انقال یافتند س: بیشترین آزادگانی که شما پذیرش کردید از کدام استان بوده اند؟ چ: خراسان تبریر آذربایجان شرقی و مشهد س: پذیرش شما فقط شامل اسکان و اوتوبوس است یا موارد دیگری را شامل می شود؟ ج: اتوبوس و خودرو و اسکان نیز بر عهده کمیته اسکان بود س: شما برای رفتن به مناطق جنگی و مراجعت آزادگان چه تمهیداتی در نظر گرفته اید؟ ج: حدود 25 اوبوس آماده جا به جایی دوستان آزاده در دومین روز همایش می باشد که بتوانیم با اسکرتی که نیروی انتظامی انجام می دهد و حضور آمبولانس بتوانیم سفری بی خطر برای دوستان آزاده داشته باشیم س: کدام یک از نهادهای استان خوزستان و شهر اهواز بیشترین کمک را به همایش و کمیته تشریفات داشتند؟ ج: تلاش شد که بتوانیم از طریق سپاه این امکانات را فراهم کنیم و در کنار آن شرکت حفاری شرکت نفت و فولاد هماهنگی هایی جهت حمل و نقل آزادگان انجام شد س: در پایان اگر مطلبی لازم می دانید برای همرزمان و همسنگران آزاده خود بیان بفرمائید ما در خدمت شما هستیم ج: این تجریه دوم بود و تجربه اول ما خراسان بود تلاش ما در کمیته های همایش این بود که بتوانیم نسبت به همایش قبلی امکانات را فراهم کنیم که به نظر خودم مجموعه ای که کار کردند و از 3 ماه پیش مشغول تدارک هستند توانستیم تا حدودی نسبت به همایش قبلی خدمات بهتری به دوستان بدهیم و امیدواریم در همایش بعدی که ممکن است در تبریز یا اصفهان باشد نواقص رفع شود و تلاشی که ما تا حالا انجام داده ایم به نظر من رضایت نسبی هست و چیزی که از دوستان می شنوم در خصوص تغذیه اسکان و جا و حمل و نقل این است که رضایت دارند. |
|
ج: بنده بهروز ساختمانی هستم و مفتخرم در کسوت آزادگی و از آزادگان اردوگاه موصل دو در خددمت شما هستم س: مسئولیت شما در این همایش چیست؟ ج: حقیر خادم آزادگان هستم و مسئول پشتیبانی همایش که در واقع کمیته های ترابی اسکان و تغذیه را ما هدایت می کنیم س: چند نفر از دوستان آزاده شما را در این مسئولین پر زحمت همراهی میکنند ج: چیزی حدود 50 نفر از دوستان آزاده که اکثرا از هم بندان موصل دو و عموما از هم استانی های عزیزم در استان خوزستان و شهرستان بهبهان هستند س: همایشی با این حجم و کثرت تا حالا شما به چند نفر از آزادگانی که در این همایش شرکت کردند سرویس داده اید؟ ج: براورد ما چیزی حدود 1500 نفر ازاده و 200 نفر از همراهان که از فرزندان و برادران این عزیزان هستند خدمات رسانی میکنیم س: از چه زمانی شروع کردید برای تدارک این همایش و چند روز است که شما در اهواز هستید؟ ج: استارت شروع جلسات هماهنگی و کمیته های مربوط را حدود 3 ماه است که زده ایم و جلسات منظم هفتگی روزانه و ماهانه را مستمرا داریم و میتوانم بگوسم که 20 روز اخیر را ما از بهبهان هفته ای 5 روز را در اهواز بودیم س: شنیده ایم که دوستان عزیز آزاده ای که در حال تدارک این همایش هستند دو روز گذشته هیچگونه استراحتی نداشته اند ج: خدا انشاء ا.. قبول کند واین قلیل زحمات مورد قبول خداوند واقع شود.. من به جرات می توانم بگویم در 48 ساعت گذشته دوستان من 10 دقیقه نخوابیدند. همین را می توانم به جرات قسم بخورم. لذت خدمت گذاری واقعا می چربد بر آن خستگی کار س: اگر در آخر صحبتی و پیامی برای آزادگان و دوستان خود دارید بفرمائید. ج: من در خاتمه عرایضم اولا تشکر میکنم تدبیر خوب و کارفرهنگی زیبایی که شما انجام می دهید انتقال پیام انبیاء است و انشاء ا.. مهجور باشید و من همه اینها را از خداوند تبارک و تعالی میدانم هذا من فضل ربی همه اش از فضل پروردگار است که حقیر و دوستانم توفیق پیدا کردیم که خدماتی به این دوستان عزیز آزاده داشته باشیم باشد که خاطرات خوب اسارت تداعی شود و چون حقیقتا انسان با خاطرات خودش خیلی می تواند زندگی کند و این خاطرات خوش و آن حالات روحی خوبی را که در آزادگان به وجود می آورد انشاء ا.. تداوم داشته باشد و رایحه خوشش در جامعه نمودار شود. |
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان : قبل از افتتاح همایش موصل 2 خیبر در فضایی آکنده از صفا و صمیمیت آزادگان همدیگر را در آغوش می کشیدند گویی دوباره خاطره ها زنده شده بود . حقیقتا می توان گفت جمعی عاشق و دلباخته باز به هم دیگر رسیده بودند اما با این تفاوت که آن روز همه جوان بودند و نوجوان ولی امروز اکثر قریب به اتفاق آنان محاسن ها سفید ولی دل ها مال ومال از صفای جبه ها وسنگرها و دوران اسارت بود.تنها چیزی که در بین آزادگان موج می زد دل دادگی و عشق ورزی به همدیگر بود که قابل توصیف نیست .


سپس همایش آزادگان موصل دو خیبر راس ساعت 9 صبح سه شنبه 15 اسفند ماه اهواز درمحل پادگان شهید مسعودیان با حضور انبوهی از آزادگان عزیز موصل 2 برگزرار شد .در ابتدای این همایش آیات قرآن توسط یکی از آزادگان قرائت گردید و با سرود جمهوری اسلامی ایران به صورت کاملا رسمی همایش کار خود را آغاز کرد.این همایش به مدت 3 روز 15 الی 17 اسفند ماه در اهواز برگزار خواهد گردید.







در اردوگاه موصل، تب آمارگیری بالا رفته بود. نمی دانم برای پز دادن بود یا از سر وسواس، که هر روز می آمدند تعداد ۲هزار نفری ما را ردیف می کردند و در هر آمارگیری، پیراهنی، کفشی، چیزی به اسرا می دادند.یک روز کار آمارگیری به طول انجامید. هر لحظه به غروب آفتاب نزدیک تر می شدیم، ولی هنوز به ما فرصتی داده نشده بود که نمازمان را بخوانیم. به عراقی ها گفتیم الان است که نمازمان قضا شود، اما آن ها بی اعتنا به حرف مان، مشغول کارشان بودند. چندنفر از بچه ها همان طور که در صف نشسته بودند، نمازشان را خواندند و عده ای هم ایستادند و تکبیره الاحرام گفتند.عراقی ها که دیدند وقتی پای نماز در کار باشد، ما اهمیتی به امر و نهی آن ها نمی دهیم، عصبانی شدند و شروع کردند به زدن بچه ها. بچه ها که در گردابی از مشت و لگد افتاده بودند، تا ضربات مشت و لگد عراقی ها صورت شان را از قبله برنمی گرداند، نمازشان را ادامه می دادند.
راوی:آزاده علی حمزه ای
|
س: لطفا خود را معرفی نموده و در مورد کمیته ترابری توضیحاتی را بفرمائید.
س:خودتان را معرفی کنید و توضیحاتی در مورد مسئولیت خود در این همایش بفرمائید
س: خودتان را معرفی کنید








رئیس بیمارستان گفت: ما کاری به رضایت ایشان نداریم، اگر پایش قطع نشود به زودی عفونت به قلب میرسد. ما نتیجه را برای مرکز پزشکی بنیاد ارسال میکنیم و آنها هم از پدر و مادرش رضایت خواهند گرفت