به مناسبت ایام با سعادت اعیاد شعبانیه و گرامیداشت ولادت با سعادت حضرت اباالفضل العباس و روز جانباز مراسم با شکوهی توسط شرکت پتروشیمی بندر امام (ره) با حضور آزادگان این شرکت و امام جمعه محترم، فرماندار ،مدیر کل بنیاد شهید استان و جانشین موسسه پیام آزادگان برگزار شد.در این مراسم از کتاب سه جلدی که حاوی خاطرات 20 نفر از آزادگان شاغل در پتروشیمی بندر امام (ره) بود رونمایی شد و به آزادگان سرافرازی که خاطرات خود را در این کتابها به رشته تحریر در آورده بودند هدایایی تقدیم شد و از آنان تجلیل بعمل آمد

نوشته شده در شنبه 08 تیر 1392ساعت 12:21 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

مدیر خانه سرود انقلاب اسلامی از رونمایی سرود «آزادگان» در هشتم خرداد ماه در حوزه هنری تهران خبر داد.

 

به گزارش راسخون به نقل از فارس ، «حسین دلاوری» مدیر خانه سرود انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی فارس، اظهار داشت: سرود «آزادگان» از ساخته‌های جدید خانه سرود انقلاب اسلامی، هشتم خرداد ماه طی مراسمی در تالار اندیشه حوزه هنری تهران رونمایی می‌شود.

وی افزود: این مراسم به مناسبت نزدیک شدن به سالروز درگذشت سید آزادگان حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی برپا می‌شود. خانه سرود انقلاب اسلامی با حضور آزادگان سرفراز به اجرای سرود آزادگان و ولایت خواهد پرداخت.

دلاوری تصریح کرد: خانه سرود انقلاب اسلامی تلاش می‌کند تا در سال جدید سرودهای انقلابی با موضوع ایثار و شهادت، دفاع مقدس و سرودهای مناسبتی و سرودهای دهه فجر را در همان مکان و فضای اولیه که ارایه شده است را رونمایی کند.

نوشته شده در شنبه 11 خرداد 1392ساعت 08:46 توسط mosel2| ارسال نظر(2) |

زندگی نامه مرحوم حاج سید علی اکبر ابوترابی فرد

سال 1318 ه ش در قم متولد شد.ديپلم رياضي را1336 گرفت و سال1348دانشجوي‌ رشته‌ فقه و اصول دانشگاه الازهر مصر شد. او از سال 1342 سابقه‌ي مبارزات سياسي و زندان داشت.
پدر بزرگوارش آيت الله سيد عباس ابوترابي، فرزند آيت الله سيد ابوتراب و مادرش دختر آيت الله سيد محمد باقر علوى قزوينى است. حجت الاسلام ابوترابى تحصيلات ابتدايى تا پايان دوره دبيرستان را با موفقيت سپرى کرد و در سال 1336، موفق به اخذ ديپلم رياضى شد. پس از اخذ ديپلم با توصيه پدر بزرگوارش به تحصيل دروس دينى علاقمند شد و در سال 1337 به مشهد مقدس عزيمت نمود و در مدرسه نواب اقامت گزيد. دروس مقدماتى و دوره سطح را با جديت و تلاش شبانه روزى و استعدادى شگرف در حوزه علميه مشهد گذراند و از اساتيد بزرگى چون اديب نيشابورى و مرحوم آيت الله شيخ مجتبى قزوينى بهره هاى فراوانى برد.
با آغاز نهضت امام خمينى (ره) در سال 42، همراه با حاج آقا مصطفى وارد جريانات سياسى شد و در تظاهرات مردم قم در 15 خرداد سال 42، حضورى فعال داشت. در هجوم عوامل رژيم ستمشاهى به مدرسه فيضيه، مورد ضرب و شتم مأمورين شاه قرار گرفت. در پى تبعيد حضرت امام (ره) به نجف اشرف، ايشان نيز به نجف مشرف و مشغول تحصيل شد و در محضر امام راحل (ره) از درس خارج فقه و اصول معظم له بهره مند شد.
پس از حدود شش سال تحصيل در نجف، هنگامى که اعلاميه هاى امام خمينى (ره) را در کيف خود جاسازى کرده بود تا به ايران بياورد، در مرز خسروى باز داشت شد و ساواک ايشان را به زندان قصر شيرين، سپس به زندان کرمانشاه و زندان کميته مشترک و پس از آن به زندان اوين منتقل کرد و او را مورد شکنجه و بازجويى قرار داد. پس از آزادى از زندان، فصل جديدى در فعاليتهاى سياسى ايشان آغاز شد و همراه با شهيد مجاهد، سيد على اندرزگو علاوه برمبارزات سياسي، به سازماندهى جهاد مسلحانه همت گماشتند و در اين دوره بارها مورد تعقيب ساواک قرار گرفتند.
با آغاز مبارزات انقلابى مردم ايران، او سر از پا نمى شناخت و خواب را بر خويش حرام کرده بود به طورى که خود ايشان مى گفت: "در آن روزهاى پر التهاب، کار ما سنگين بود و بسيار اتفاق مى افتاد که در طول شبانه روز کمتر از يک ساعت مى خوابيديم". در جريان پيروزى انقلاب، فرماندهى گروهى از مردم که کاخ سعدآباد را به تصرف در آوردند به عهده داشت و امکانات و وسايل موجود در کاخ را مورد حفاظت قرار داده و تحويل مقامات ذى صلاح داد. ايشان همچنين با همکارى برادرشان حجت الاسلام سيد محمد حسن ابوترابي، در تصرف پادگان لشکر قزوين نقش کليدى داشتند و از خروج اسلحه و ادوات و تجهيزات جنگى ممانعت کردند. پس از پيروزى انقلاب اسلامي، به عنوان رئيس کميته انقلاب اسلامى قزوين به خدمت محرومان و مستضعفان پرداخت و پس از آن با رأى مردم، به عضويت شوراى شهر قزوين انتخاب و رئيس شورا شد. همزمان با آغاز جنگ تحميلي، با لباس رزم به سوى جبهه رفت و در کنار شهيد دکتر مصطفى چمران در ستاد جنگهاى نامنظم به سازماندهى نيروهاى مردمى پرداخت و شخصاً به ماموريت هاى شناسايى رزمى و دشوار مى رفت. آزادى منطقه پر حادثه و خطرناک "دب حردان" به فرماندهى وى و در رأس يک گروه متشکل از يکصد رزمنده فداکار، يکى از اقدامات ايشان است.
مرحوم ابوترابى سرانجام در روز 26 آذر ماه سال 59 در جريان يکى از مأموريتهاى شناسايى که براى تکميل شناسايى قبلى خويش انجام داد تا نيروهاى ستاد جنگهاى نامنظم آماده يک عمليات گسترده شوند، بر اثر اشتباه يکى از همراهان خود، در حالى که هفت کيلومتر از نيروهاى خودى دور شده و تا 200 مترى دشمن پيشروى کرده بود، هنگام بازگشت مورد شناسايى دشمن بعثى قرار گرفت و گرچه مى توانست خود را از دام دشمن برهاند، اما چون قصد داشت همراهان خود را نجات دهد، با تانک و نفربر به تعقيب وى پرداختند و نهايتاً به اسارت دشمن درآمد. مرحوم ابوترابى پانزده ماه اول اسارت را در سلولهاى زندانهاى بغداد و تحت شديدترين شکنجه ها گذراند و در اراده پولادين اين مرد خدا خللى ايجاد نشد تا پس از سپرى کردن سختى هاى فراوان و دو بار تا پاى چوبه دار رفتن با لطف و رحمت الهى و امدادهاى غيبي، ايشان به اردوگاه و جمع اسيران ايرانى منتقل شد.
حجت الاسلام ابوترابى پس از حضور در جمع ساير اسيران، با رهبرى حکيمانه خود و با تمسک به ائمه معصومين (ع) و با معنويت و سعه صدر و حلم و بردبارى فوق العاده مکر و حيله دشمنان بعثى را بى تأثير نمود و شمع محفل ايران شد و در جهت تقويت روحيه مقاومت و ايمان آنان از هيچ اقدام و ايثارى دريغ نورزيد. هدف و راه را به آنان نشان مى داد و چون ابرى فياض، اميد و ايمان را بر آنان مى باريد. اردوگاههاى عنبر، موصل1، 3، 4 و رماديه و تکريت 5، 17، 18، و نيز سلولهاى زندانهاى بغداد شاهد خوبيها و مجاهدتهاى خستگى ناپذير آن عارف حکيم هستند. اين عارف مجاهد، پس از ده سال اسارت سرانجام در سال 1369، همراه با خيل آزادگان سرافراز به ميهن اسلامى بازگشت و به جاى آنکه پس از سى سال مبارزه و تلاش طاقت فرسا به استراحت بپردازد، راهى دشوارتر را در پيش گرفت و همراهى آزادگان و پى گيرى مشکلات آنان را وظيفه خود مى دانست و در اين راه تمام تلاش و توان خود را صرف کرد و در تاريخ 7/7/69 با حکم رهبر معظم انقلاب در جايگاه نماينده ولى فقيه در امور آزادگان قرار گرفت و تمام سعى خويش را به کار بست تا آزادگان، مايه عزت و تقويت نظام جمهورى اسلامى باشند.
در دوره هاى چهارم و پنجم مجلس شوراى اسلامي، با رأى بالاى مردم قدرشناس تهران به مجلس راه يافت و در خانه ملت، با اقدامات خود، مسئولين و کارگزاران نظام را به رعايت عدالت، توجه به توده مردم و حفظ ارزشهاى دينى نمود. مرحوم ابوترابي، تقويت و دفاع از نظام اسلامى و ولايت فقيه را واجب مى دانست و نسبت به شخص مقام معظم رهبرى ارادت و اعتقاد ويژه اى داشت و اطاعت از ايشان و تقويت معظم له را در هر مجلس و محفلى متذکر مى شد. آن مجاهد خستگى ناپذير، سرانجام در تاريخ دوازدهم خرداد 79 در حالى که همراه پدر بزرگوارشان عازم مشهد مقدس و زيارت حضرت ثامن الحجج (ع) بودند، در جاده بين سبزوار و نيشابور، براثر تصادف جان به جان آفرين تسليم کرد و ارواح آن عالمان وارسته از خاک به افلاک پر کشيده و به لقاء الله پيوستند و در صحن آزادي حرم مطهر امام رضا (ع) غرفه 24 به خاك سپرده شدند.

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی صدا و سیمای مرکز قزوین

نوشته شده در چهارشنبه 08 خرداد 1392ساعت 08:48 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

در صفحه 129 از كتاب «تراث الكربلاء» (میراث كربلا) كه توسط آقای «مسلمان هادی صلعمة» تألیف شده، مطالبی در مورد تل زینبیه سلام الله علیها بیان شده است.

به گزارش شیعه آنلاین، در این مطلب آمده: تل به معنای تپه، توده خاك و ریگ است. سرزمین كربلا، ناهموار و دارای تل و تپه بوده است. در حادثه كربلا تپه‌ ای مشرف بر محل شهادت شهدای كربلا وجود داشته كه حضرت زینب سلام الله علیها بالای آن می‌آمدند تا وضعیت برادر عزیزشان حضرت امام حسین علیه السلام را در میدان نبرد بررسی كنند.



 

نوشته شده در پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392ساعت 08:55 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

کتاب “اسارت در هور” درباره ماجرای اسارت ۵ نفر از خلبانان هوانیروز در جنگ تحمیلی و براساس خاطرات ۲ نفر از آن ها، به قلم مرتضی قاضی و توسط انتشارات روایت فتح منتشر می‌شود. به گزارش سجاد، کتاب “اسارت در هور” در مجموعه “روایت نزدیک” (برشی کوتاه از یک حادثه و روایت آن توسط راوی) قرار دارد. کتاب درباره سقوط هلیکوپتر ایرانی، در منطقه هور است که خلبانان آن توسط نیروهای عراقی و به مدت۳ روز در جاده خندق اسیر می‌شوند.قخلبانان تصور می‌کردند اعدام خواهند شد. اما نیروهای ایرانی به فرماندهی مرتضی قربانی به جاده نزدیک شده و بعد از حوادثی، اسرا آزاد می شوند. بنابراین گزارش، حمید صفایی و جهانگیر دلیری فر،۲ نفر از خلبانان اسیر در هور بودند که از تلفیق خاطرات آن‌ها این کتاب شکل گرفت. سال‌ها پیش در برنامه تلویزیونی روایت فتح مستندی با موضوع خاطرات اسارت ۵ خلبان هوانیروز پخش شد. این خاطرات به صورت مکتوب در آمد و در کتاب “اسارت در هور” مورد استفاده قرار گرفت.

 

قسمتی از متن کتاب:

نگاهم به هور بود و می خواستم پرنده را بکشانم سمت دایره وسط هور. اما هدایت هلی کوپتر از دست من خارج شده بود. خودش هر طرفی می خواست می رفت. شده بودم مثل راننده هایی که ماشینشان فرمان بریده. خیلی برایم زور داشت؛ موجودی که تا چند لحظه قبل کنترلش کاملاً در اختیارم بود، بنای ناسازگاری گذاشته بود و هر کاری دلش می خواست می کرد. شده بود مثل یک بچه ی لج باز. چیزی نمی توانستم به اش بگویم. انگار نه انگار که سال ها خلبانش بوده ام. “اسارت در هور” روایت دو خلبان هوانیروز است از عملیات بدر؛ روایتی از سه روز اسارت./چاپ آخر 1391

 

نوشته شده در سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392ساعت 08:33 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

انتشارات پيام آزادگان در پنجمين سال شركت خويش در نمايشگاه كتاب، براي دومين بار ميزبان قدم‌هاي گرم رهبر تمام آزادگان و راست‌قامتان جهان بود. امسال نيز همانند سال 1390، رهبر انقلاب اسلامي با حضور پربركت‌شان در غرفة كوچك پيام آزادگان، روشني‌بخش چشمان تمامي آزادگان شد‌ه‌اند.

خانم مريم بيات (معاون بخش پژوهش مؤسسه پيام آزادگان) بعد از سلام و عرض خوش‌آمدگويي به مقام معظم رهبري (دامت ظله) تازه‌ترين كتاب چاپ شدة اين مؤسسه را به ايشان معرفي كردند و يادآور شدند كه اين كتاب داستان زندگي همان اسير نوجوان 13ساله‌اي است كه با خبرنگار هندي به دليل نداشتن حجاب مصاحبه نكرده است. وي همچنين به تناسب نامگذاري سال 1392 با عنوان «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» ظريف‌ترين نكتة اين كتاب را برگزيد و به جانشين والاي امام خميني(ره) عرضه داشت: «مهدي طحانيان در همان مصاحبة ماندگارش در واقع يك حماسة سياسي خلق كرده است.» و در توضيح اين موضوع ادامه داد: «حماسه سياسي زماني خلق شد كه نصيرا شارما (خبرنگار هندي) بحثي سياسي را مطرح كرد و سپس براي نشان دادن عدم اهميت امام خميني(ره) به اسرا گفت: امام خميني به اسرا گفته است كه اين بچه‌هاي اسير براي كشور ما نيستند و اصلاً اينها ايراني نيستند.

و مهدي با شجاعت تمام جوابشان را اينگونه داد: من كه مي‌دانم آقا اين حرف را نزده، اما اگر هم يك درصد چنين چيزي گفته باشند راست گفته‌اند،‌ چون ما ديگر بچه نيستيم. امام خوب مي‌دانست كه بچه به جبهه نفرستاده بلكه مرد فرستاده است... اگر هم گفته باشد او رهبر من است و هرچه او بگويد همان است».

خانم بيات همچنين بعد از معرفي پيام آزادگان و بخش انتشارات آن به آقاي حسيني (وزير ارشاد و فرهنگ اسلامي) خطاب به مقام معظم رهبري بيان داشت كه پيام آزادگان در صدد است كه خاكريز پنهان جنگ تحميلي را به مردم بشناساند.

و رهبر عظيم‌الشأن انقلاب اسلامي در پاسخ او فرمودند:

خاكريز پنهان، چه تعبير زيبايي! چقدر عالي، چقدر خوب.

و در پايان اين ديدار كوتاه اما پرشور يك جلد كتاب «سرباز كوچك امام» از طرف مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان به عزيزترين يار امام منتظران(عج) تقديم شد.

«يارب اندر كنف ساية آن سرو روان گر من سوخته يكدم بنشينم چه شود»

اين كتاب را با تمام بي‌مقداري‌اش تقديم مي‌كنيم به عزيز جان، آن پير فرزانه و رهبر عزيزمان. باشد كه گوشه چشمي عنايت فرمايند و مقبول افتد.

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392ساعت 08:29 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

میلاد پر شکوه دختر رسول خدا و سرور زنان دو عالم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک باد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سخت‎ترین شرائط و حالات به سر مى برد.

اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .

محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگ‎هاى قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى اندیشید، آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.

در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمان‎ها به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگین‎ تر، توأم با امید بیشتر .

در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مى خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور مى كرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.

لذا در حدیث مى خوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مى بوسى؟!

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:

«من هر زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى كنم.»

و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوه هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنش‎هاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.

این بانوى بهشتى نام‎هایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنى تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف و بركات وجود پربركت او است.

همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام) فرمود:

«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟

عرض كرد: بفرمائید.

فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند!»

از میان نام‎هاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟

فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت مى ایستاد، نور او براى اهل آسمان‎ها پرتو افكن مى شد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افكن است ]، لذا زهرا نام نهاده شد.»

هنگامى كه خدیجه زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه كردند، و گفتند: او با جوان تهی‎دست و یتیمى ازدواج كرده و شخصیت خود را پائین آورده است!

این وضع همچنان ادامه یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا نبود.

به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آن ها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود روبرو شد كه:

«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»

خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.

لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهری‎هاى مردم روح پاكش را آزار مى داد.

ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد. یكى از آن چهار زن صدا زد:

نترس و غمگین مباش. پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.

من ساره ام!

و این یك آسیه همسر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود.

آن دیگری مریم دختر عمران، و این چهارمى را كه مى بینى دختر موسى بن عمران، كلثوم است!

ما آمده ایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.

و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.

آرى به مصداق:

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن ها نازل مى شوند و مى گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»

در اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.

تولد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را ابتر مى خواندند، براى همیشه كوتاه شد.

خداوند مژده این مولود پربركت را در سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:

انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!

 
بارها گفت محمد که علی جان من است ، هم به جان علی و جان محمد صلوات

salavat

اهدا می کنیم به ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام ، همه شهدا از صدر اسلام تا کنون ، امام شهدا و جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
 

وب سایت ختم قرآن و ختم صلوات، حدیث پیامبر و ائمه اطهار،برگزاری مسابقه قرآنی،قرآن مجيد آنلاین، متن ترجمه جستجو تلاوت تفسیر و دانلود قرآن,استخاره و فال با قرآن,آموزش قرآن,پیامک موبایل قرآن,holy quran,download quran mp3,quran translation and recitation ختم قرآن و ختم صلوات,حدیث پیامبر و ائمه اطهار,قرآن آنلاین,متن،ترجمه،جستجو،تلاوت،تفسیر و دانلود قرآن,استخاره،فال،مسابقه قرآنی,آموزش قرآن,پیامک موبایل قرآن,holy quran,download quran mp3,quran translation recitation
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت 09:24 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

آزادة دلاور، مهدي طحانيان كوچك‌ترين سرباز و كم‌سن‌ترين قهرمان مقاومت در اردوگاه‌هاي بعثيون عراقي بود. او در هنگام اسير شدن و در رويارويي با دژخيمان بعثي همچون عدنان خيراله وزير دفاع و مردشماره دو عراق (در زمان صدام) حماسه‌اي جاودانه آفريد. در خرمشهر وقتي كه عدنان خيراله از او پرسيد، اينجا چه مي‌كني؟ در جواب او هيبت پوشالي او را خرد كرد و گفت:

شما در خرمشهر ما چه مي‌كنيد؟ اكنون بعد از سال‌ها،آزاده سرافراز، مهدي طحانيان در سنگر دفاع از ارزش‌هاي دفاع مقدس و فرهنگ مقاومت و ايثار، به روايتگري آن دوران سخت و طاقت‌فرساي اسارت پرداخته است و گنجينه‌هاي درون سينه را براي نسل امروز و نسل‌هاي فردا به رشته تحرير درآورده است. تا جوانان برومند اين مرز و بوم بدانند كه راه و رسم شهادت و از جان‌گذشتگي كورشدني نيست و كتاب مثنوي مقاومت همچنان بر تارك تاريخ مي‌درخشد. بي‌شك مي‌توان اذعان كرد كتاب سرباز كوچك امام بعد از كتاب‌هاي داء و پايي كه جا ماند يكي از آثار نفيس و ماندگاري است كه حكايت مردان مردي را روايت مي‌كند كه آيندگان به آنان فخر و مباهات مي‌كنند. اين كتاب كه توسط انتشارات مؤسسه پيام آزادگان به چاپ رسيده و در نمايشگاه بين‌المللي كتاب سال 1392 در معرض عموم قرار خواهد گرفت. اين اثر شامل 350 ساعت مصاحبه با آزادگان عزيز و همچنين 30 ساعت مصاحبه اختصاصي با دوستان هم‌اردوگاه هی و فرماندهان و مطلعين مي‌باشد كه تحقيق و نگارش آن 4 سال به طول انجاميد و سركار خانم فاطمه دوست‌كامي نويسندگي آن را به عهده داشته است.

 

نوشته شده در شنبه 31 فروردین 1392ساعت 08:55 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در آستانه 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، كاركنان منتخب و اعضاء پایگاههای بسیج شهركهای سازمانی و همچنین تعدادی از خانواده های ارتشیان، ارتش جمهوری اسلامی ایران را مایه افتخار و ارتشی مردمی، علمی، اعتقادی، دارای ابتكارات گوناگون و آزموده شده خواندند و با اشاره به غیر منطقی بودن جبهه استكبار به سركردگی امریكا، تأكید كردند: امروز، تمدن غرب بواسطه تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی به اصول انسانی در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.
فرمانده كل قوا در این دیدار در تشریح ویژگیهای منحصر بفرد ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مردمی بودن ارتش اشاره كردند و افزودند: در نظام جمهوری اسلامی ایران، ارتش به دلیل فداكاری و مجاهدت و نه به دلیل زورگویی و قدرت، مورد تكریم مردم و دارای پشتوانه مردمی است.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص علمی بودن ارتش خاطرنشان كردند: پیشرفتها و گستره كارهای علمی و پژوهشی نیروهای مسلح از جمله ارتش در زمینه صنایع دفاعی و الكترونیكی حیرت آور و غیرقابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی و حتی سالهای اول انقلاب است.
ایشان تأكید كردند: همه این پیشرفتها در شرایطی به دست آمده است كه بدخواهان ملت ایران، در دادن كمترین امكانات بخل ورزیدند اما جوشش درونی استعدادهای جوانان و فرزندان این ملت، شگفتی آفرید.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگی دینی و اعتقادی بودن ارتش، افزودند: انجام كار براساس احساس تكلیف و تعمیق روحیه دینی و انقلابی موجب شده است كه ارتش جمهوری اسلامی ایران به یك ارتش متعهد و پایبند به اعتقادات و ارزشها تبدیل شود.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: چنین ارتشی قطعاً در هر امتحانی سربلند بیرون خواهد آمد.
فرمانده كل قوا، آزموده بودن ارتش به دلیل حضور سرافرازانه در 8 سال دفاع مقدس را یكی دیگر از امتیازات ارتش برشمردند و خاطرنشان كردند: ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات گوناگون در دوران دفاع مقدس نقشی برجسته داشت و كارهای بزرگی انجام داد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ارتشیان گفتند: به ارتشی بودن خود افتخار كنید و همت خود را، حفظ و تقویت این ویژگیهای ممتاز قرار دهید.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به رویكرد متفاوت نیروهای مسلح ایران در مقایسه با ارتش های دنیا، افزودند: ارتش، سپاه و بسیج یك فرهنگ و جهت گیری جدیدی را به دنیا عرضه كرده اند كه الگوی بدیعی در مقابل جهت گیری استعماری و سلطه گرانه بیشتر ارتشهای دنیا است.
ایشان در خصوص روحیه سلطه گری مجموعه های نظامیِ جبهه استكبار بویژه آمریكا، خاطر نشان كردند: این مجموعه های نظامی در هر جایی كه حضور پیدا میكنند مایه فساد اخلاقی و فشار بر مردم و كشتار آنان هستند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعای آمریكاییها مبنی بر مخالفت با وسائل كشتار جمعی افزودند: بر خلاف این ادعا، هواپیماهای بدون سرنشین آمریكا، كودكان و زنان و مردم بیگناه افغانستان و پاكستان را قتل عام میكنند و تروریستهای مورد حمایتِ آشكار و پنهان آمریكا نیز در عراق و سوریه، مردم را می كشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین تناقض گویی های آمریكا خاطر نشان كردند: آمریكا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال كشتار مردم بیگناه پاكستان، افغانستان، عراق و سوریه سكوت میكنند اما بعد از چند انفجار در آمریكا ، همه دنیا را پر از جنجال میكنند.
ایشان تأكید كردند: جمهوری اسلامی ایران به پیروی از منطق اسلام با هرگونه انفجار و كشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریكا و چه در پاكستان، افغانستان، عراق و سوریه مخالف است و آنرا محكوم میكند.
ایشان افزودند: رفتار آمریكا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال كشتار مردم بیگناه ، متناقض است و بر همین اساس معتقدیم كه آمریكا و جبهه مقابل جمهوری اسلامی ایران، غیر منطقی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان كردند: به دلیل این تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی ها به اصول انسانی تمدن غرب در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این چگونه منطقی است كه اگر كودكان و زنان در افغانستان و پاكستان بوسیله آمریكاییها كشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریكا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی كنند، اشكالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریكا یا یك كشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.
ایشان تأكید كردند: این روحیه و تفكر آمریكا و غرب كه خود را تافته جدا بافته از دیگران میدانند، عامل سرنگونی و زوال روزافزون آنهاست.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اندیشه های منطقی حاكم در نظام جمهوری اسلامی خاطر نشان كردند: این اندیشه های منطقی، پایه های یك تمدن عمیق و ماندگار است.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود از فداكاریها، همدلی ها و همراهی های همسران، خانواده ها و فرزندان ارتشیان تجلیل كردند و افزودند: خانواده های محترم ارتشیان باید همواره به داشتن چنین مردانی احساس عزت و افتخار بكنند.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ، امیر سرلشكر صالحی فرمانده كل ارتش گزارشی از توانایی ها و آمادگی های ارتش جمهوری اسلامی ایران بیان كرد.
در ابتدای این دیدار تعدادی از جانبازان ارتش جمهوری اسلامی از نزدیك با رهبر معظم انقلاب دیدار كردند.

 

نوشته شده در شنبه 31 فروردین 1392ساعت 08:49 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

 

مکتب فاطمه (سلام الله عليها) مکتبي اعجازآميز است. مکتبي است که تمام آثار درخشان پديد آمده از اين مکتب، حيرت آدمي را بر مي انگيزاند. هر بُعد و جنبه اي از حيات فاطمه (سلام الله عليها)که مورد مطالعه قرار مي گيرد، نکته آموزنده و هدايت کننده و شگفت آوري دارد. برکات آن بر همه افراد نازل است و بر امتي که خواستار رهايي است نازل تر. چه بسيارند درس هايي که از زمينه هاي مختلف زندگي فاطمه (سلام الله عليها)حاصل مي شود و مسلمانان با استفاده از آنها، مي توانند راه حيات را براي خود هموار سازند. از مسايل درس آموز حيات فاطمه (سلام الله عليها)، مسأله همسرداري و خانه داري اوست. بناي زندگي ويژه اي که اساس آن مبتني بر اهداف و مقاصد انساني و الهي، انس و صفا، تکميل و تکامل، خلوص و وحدت بوده است و ثمره آن رشد طرفين، توليد نسل و گزينش بر اساس کفويت ايماني و اخلاقي و برتري يکي بر ديگري در رديف افسانه هاست.

خانه فاطمه (سلام الله عليها)
نخست از خانه فاطمه (سلام الله عليها)حرف بزنيم، جايي که او و علي (عليه السلام)در آن زندگي کرده اند و گل هاي بوستان خود را در آن پرورش داده اند. تا مدت هاي زياد، آن ها در اطاق اجاره اي زندگي را سرکرده اند که دور از خانه پيامبر بود. بعدها رسول خدا با يکي از صحابه سخن گفت و خانه اجاره اي آن ها را به محلي نزديک تر به خود آورد و سال ها گذشت تا آن ها خود صاحب خانه اي و حجره اي کوچک شدند. اين خانه که در کنار خانه پيامبر بود و بيش از يکي دو متر با آن فاصله نداشت، خانه اي بود کوچک و محقر، فرش آن شامل حصيري بود که تنها نيمي از اطاق را مي پوشاند و نيم ديگر با شن نرم مفروش بود. درب آن يک لنگه اي و معرف فقر اهل خانه. در اين خانه فاطمه (سلام الله عليها)با علي (عليه السلام)هم راز و بهتر بگوييم هم بند و هم سلول بود. از ديدي محلي براي زندگي و مسکن است، از سويي ديگر کارگاهي است براي کارهاي دستي فاطمه (سلام الله عليها) که براي کمک معاش و يا در بسياري از موارد براي خدمت به فقرا و مساکين انجام مي گرفت و از جهتي مرکز آمد و شد ياران علي (عليه السلام)، دوستان فاطمه (سلام الله عليها)، زنان مسأله دار و هدايت خواهي بود.
فاطمه (سلام الله عليها)اين خانه را مدرسه و دانشگاهي ساخته بود، نه تنها براي فرزندان خود، بلکه براي زنان مسلمان که سوالات مذهبي خود را از او مي پرسيدند. آن را کانون مقدسي ساخته بود که اعضاي خانه آن را سنگري دانسته، پناه و سکون خود را درآن جا مي جستند. اين کانون مطمئن ترين محل آرامش و پناه علي (عليه السلام) بود.
اهميت خانه داري
فاطمه (سلام الله عليها)از کساني نبود که خانه داري را کاري کوچک بشمرد و يا خانه را به شوق اداره و منصبي ترک گويد و يا آن را محل و مرکزي براي بلند پروازي خود قرار دهد. او به اين نکته آگاه بود که کانون خانوادگي و اداره آن کمتر از اداره يک کشور نيست و حتي پايه کشورداري به حساب مي آيد. و هم مي دانست و از زبان پيامبر شنيده بود که خدمت در خانه و خانه داري داراي اجر و حسنه است، حسنه اي که هيچ کاري از زن با آن برابري نمي کند.
روزي رسول خدا از اصحاب خود پرسيد: زن در چه حالي به خدا نزديک تر است؟ و اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند. فاطمه (سلام الله عليها)اين سخن را شنيد و پيام فرستاد: «زن در حالي به خدا نزديک تر است که ملازم خانه باشد و از آن بيرون نشود. »
او مي دانست که خانه سنگر است، پايگاه اجتماعي اعضا است، همانند يک نهاد اجتماعي گران قدر است و کاري براي زن از نظر ارزشمندي معادل خانه داري نيست. بدين سان، هم خود را به خانه داري نهاد و اداره و مديريت آن و نيز تربيت فرزند را در آن به وجهي نيکو پذيرا شد. او در اين راه احساس خجلت و ننگي نداشت و زير بار وظايف آن شانه خالي نمي کرد.
مرکزيت خانه اش در مسير تربيت فرزند، مشاوره و همدلي با علي (عليه السلام)و مهرورزي به اهل خانه بود و حاصل چنين اقدامي، فاطمه (سلام الله عليها) را بيش از پيش محبوب کرد و او را راضي به اين تقسيم کار پيامبر بود که کار درون خانه از آن او و کار بيرون خانه از آن علي (عليه السلام) باشد و خداي را بر اين امر سپاس گزار و شاکر بود.
مسئوليت در خانه
او به فرموده رسول گرامي اسلام، رييس خانه بود. کدبانويي مجرب که گويي تمام دوره هاي مديريت خانواده را گذرانده و به وظايف خود نيکو آشنا بود. مسئوليتش سنگين بود، در آن روزگار دشوار؛ آن هم در دوره فقر خاندان پيامبر او بايد به امور زير مي رسيد:
ـ سر و سامان دادن امور خانه، آن هم خانه اي که مرکز آمد و رفت است و چند کودک خردسال درآنند.
ـ تربيت و اداره و نظافت و سرپرستي فرزندان که آن هم کاري اندک و آسان نيست.
ـ پيشه وري و صنعت گري چون بافتن پيراهن براي فرزندان و يا پشم ريسي براي کمک به معاش.
ـ آسياب کردن گندم يا جو با دستاس که رسول خدا فرموده: «دست فاطمه (سلام الله عليها)در اين راه زخمي شده است. »
ـ آوردن آب از بيرون که در آن روزگار اين هم مشکلي براي فاطمه (سلام الله عليها)بود و خانه ها آب نداشتند.
ـ هدايت و سرپرستي زنان جديدالاسلام که از برکت فاطمه (سلام الله عليها)هدايت مي شدند.
و بالاخره کارهاي ديگري که هر زني بدان واقف است و به اصطلاح خودشان از بام تا شام در خانه مي دوند ولي باز هم کارشان نيمه کاره مي ماند. براي تهيه مختصر غذايي آن هم وقت مي گذراند ولي باز هم مطبوع طبع آن ها قرار نمي گيرد. درک سنگيني مسئوليت او ميسر نيست، مگر آن گاه که آدمي خود در شرايط آن قرار گيرد.
سکون خانه
خانه فاطمه (سلام الله عليها)از آن خانه هايي است که خدا خواسته نام او در آن جا بلند گردد و مورد تسبيح و تقديس باشد. طبيعي است که چنين خانه اي نمي تواند مرکز آشفتگي و هرج و مرج باشد. نخستين چيزي که بايد در آن حضور داشته باشد سکون و آرامش است و فاطمه(سلام الله عليها) سعي داشت چنين کند. او مي داند که ترقي و عظمت شوهر، کوشش و تلاش ارزنده او تا حدود زيادي مرهون زندگي آرام و ساکن او در محيط خانه است و خانه بايد سنگر آرامش و محل تجديد قوا باشد تا شوهر بنشيند، درست نقشه بکشد و درست طراحي کند و درست تصميم به اجرا و عمل بگيرد. خانه بايد در سکون و آرامش باشد تا شوهر بتواند در آن خانه احساس راحتي کرده و مشقات بيرون را از تن به در نمايد.
خانه فاطمه (سلام الله عليها)براي علي(عليه السلام)چنين وضعي داشت. علي (عليه السلام)در کنار زهرا(سلام الله عليها)احساس آرامش مي کرد و حتي هرگاه که از حوادث و مشکلات زندگي به ستوه مي آمد به سنگر خانه پناه مي برد و در آن جا کمي با فاطمه (سلام الله عليها)سخن مي گفت و تجديد قوا مي کرد و از نو سرگرم کار و تلاش و مبارزه مي شد و اين امر در سراسر زندگي علي (عليه السلام) وجود داشت، حتي پس از وفات فاطمه (سلام الله عليها) و در سر مزارش.
گرمي و روشنايي کانون
فاطمه (سلام الله عليها)در محيط خانه چون ماهي درخشان بود که نور وجودش، کانون خانه و دل علي (سلام الله عليها)را روشن مي کرد. او مصداق اين آيه قرآن بود که : «او روشني بخش خانه بود، ديدارش رنج ها و غصه ها را از دل مي زدود(1)». علي (عليه السلام)خود فرمود: «وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي کردم تمام غم و غصه ام زدوده مي شد. (2)»
فاطمه (سلام الله عليها) کانون خانواده را گرم مي داشت، علي (عليه السلام) و فرزندان را دل به اين خوش بود که در کنار فاطمه اند و در آن کانون اند. از ديدي، او چون شمعي بود که پروانه ها را به دور خود جمع کرده، به آن ها گرمي و نور مي داد. خانه اش کانون انس و صفا بود. اعضاي خانه با هم انس و آشتي و معاونتي داشتند و در کمال هم رنگي و صداقت، در سايه ايمان به خدا و رسول و کتاب او زندگي مي کردند. اگر علي (عليه السلام)تصميمي مي گرفت همگان همراه او بودند و اگر فاطمه (سلام الله عليها)تصميمي اتخاذ مي کرد ديگر افراد خانه با او همگام مي شدند و بالاخره فاطمه (سلام الله عليها)در گرم داشتن کانون لطف و عنايت به همسر، رحمت و دلسوزي به فرزندان، مصداق حديث پيامبر بود که، خيرنسائکم، الطفهن بازواجهن و ارحمهن باولادهن(3)و مصداق احاديث ديگر رسول چون عفيفه بودن، شوهر دوست و فرزند دوست بودن و ضمن اين که او خود ملهم به الهامات الهي بود.
اصل ساده زيستي
روزي پيامبر وارد منزل فاطمه (سلام الله عليها)شد، دخترش را ديد که روي زمين نشسته با يک دست فرزندش را در آغوش گرفته و با دست ديگر با آسياب دستي گندم ها را آرد مي کند، اشک در چشمان پيامبر حلقه زد و فرمودند: «دخترم، تلخي ها و مشکلات دنيا را به ياد شيريني و سعادت بهشتي بر خود گوارا ساز. »
ساده زيستي و ساده پوشي و زندگي با روح و صفا، سبک و سيره فاطمه (سلام الله عليها)بود و بر دوري گزيدن از اسراف کاري و زندگي در اسارت تجملات اصرار مي ورزيد؛ چرا که زندگي پر زرق و برق و تجملي به جاي اين که انسان را به نيک بختي و آزادي و آزادگي و آرامش خاطر برساند او را به انواع قيد و بندهاي بيهوده گرفتار مي نمايد.
اصل فروتني و مديريت پذيري
حضرت فاطمه (سلام الله عليها)در پاسخ درخواستي از سوي حضرت علي (عليه السلام)مي فرمايند: «خانه، خانه توست، زنان همراه مردان هستند و من در هيچ کاري با تو مخالفت نمي کنم. »
با اين که حضرت (سلام الله عليها)در ابعاد گوناگون زندگي ممتاز و هم سنگ اميرمؤمنان بودند و از لحاظ موقعيت معنوي و جايگاه اجتماعي و خانوادگي نيز همانند ايشان بودند. اما نه تنها در قلمرو زندگي به ويژه خانه و خانواده خود را با همتاي خويش هماهنگ و همراه مي کردند، بلکه در شرايط حساس و سرنوشت ساز از ديدگاه و موضع خويش به احترام آن حضرت گذشت مي کردند.
اصل عشق و صميميت در خانواده
آن بانوي بزرگوار، در همه ابعاد زندگي، به ويژه در زندگي مشترک الهام بخش و در رابطه با حقوق ديگران، سيره اش وفا و وفاداري بود. چرا که ايشان رهروان خويش را بر اين انديشه رهنمون مي کردند که وقتي ميان دو جوان پيمان زندگي مشترک بسته مي شود، زندگي انفرادي آنان به يک زندگي اجتماعي تبديل مي گردد و امضاي اين پيمان مقدس و انساني بدان مفهوم است که آن دو انسان با هم پيوند مي بندند تا پايان زندگي يار و ياور و وفادار يکديگر و رفيق راه هم باشند. خود حضرت نيز در اين رابطه مي فرمايند: «اي پسر عمو! از روزي که با تو زندگي کرده ام نه به تو دروغي گفته و نه خيانتي کرده و نه با تو مخالفتي ورزيده ام. »
اصل همسرداري
حضرت فاطمه (سلام الله عليها)مي فرمايند: «واي به حال زني که شوهرش را خشمگين کند و خوشا به حال کسي که همسرش از او خشنود باشد. »سيره فاطمه (سلام الله عليها)در زندگي مشترک، رعايت دقيق و ظريف حقوق و حرمت همتاي زندگيش بود. از اين رو کسي که انتظار دارد حقوق و حرمت او از سوي ديگران رعايت گردد و شخصيت و کرامت او گرامي داشته شود، خود بايد حقوق و حرمت ديگران را پاس دارد.
اصل برنامه ريزي در خانواده
حضرت فاطمه (سلام الله عليها)سمبل نظم و انضباط، نمونه ظرافت، دقت و تدبير بود. ايشان بر اين باور بود که دينداري و دين باوري راستين، پاي بست بودن به حساب و کتاب، قانون و مقررات و داشتن نظم و برنامه در زندگي مي باشد.
اصل همکاري و کمک کاري
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در تنگنا، خستگي و دشواري زندگي بود، ولي چنان نبود که شوهري خودخواه و تن پرور داشته باشد که اين همه کارها و تلاش ها را وظيفه خاص زن بداند و کمک کارش نباشد. نه، علي(عليه السلام) چنين مردي نبود. او در کار و تلاش مردانه اش کمتر از فاطمه (سلام الله عليها)نبود. چه بسيار از کارهاي خانه را او انجام مي داد. حتي با فاطمه (سلام الله عليها)مي نشست و گندم آسياب مي کرد و حتي در مواردي نان مي پخت، رسيدگي به امور بيرون، تهيه نان براي چنان خانواده اي با فرزندان متعدد، آن هم کار و اشتغالي مشروع، آب کشي براي مزرعه و درختان، کار فردي براي آبياري درختان، حضور در جبهه و صحنه رزم، دستگيري از بينوايان، بردن نان و آذوقه براي دردمندان، عبادت رسمي و حضور در عرصه هاي سياسي خود کاري بس وسيع و پردغدغه بود. در عين حال هرآنگاه که از کار روزمره فارغ مي شد و به خانه مي آمد با همان بدن خسته به کمک فاطمه (سلام الله عليها)مي شتافت. اصلاً يکي از عوامل شادابي و تکامل خانواده ها تعيين حدود مسئوليت افراد در خانواده است. با تقسيم کار، عدالت اجتماعي در محيط کوچک خانواده سعادت مي آفريند. تفاهم و تعاون دو اصل لازم اخلاقي در تشکيل و پايداري سالم نظام خانوادگي است.
از ديدگاه اسلام مرد حق ندارد همسر خويش را به چشم يک خدمتکار بنگرد و کارهاي خانه را وظيفه واجب او بداند. اين صفا، ايثار، صميميت، رأفت و عطوفت زن است که زمينه پذيرش کارهاي طاقت فرسايي، چون: خانه داري، فرزندداري و همسرداري را پديد مي آورد. از اين رو اسلام مرد را موظف مي کند که همچون گلي پربها از همسر خويش مراقبت کند.
اما گذشته از اين صحبت ها، آيا من و شماي مادر و همسر که امروز کار و فعاليت در اجتماع و جامعه، جزء جدايي ناپذير زندگي مان شده، چقدر به خانه و همسر و فرزندانمان مي رسيم. اگر واقعاً درجه اهميت و اولي را به خانه داري و همسرداري و فرزندپروري که وظيفه اصلي ماست داده ايم و به کار بيرون مان هم مي پردازيم که عادليم و خوش انصاف و حق هم همين است که همسرمان برتر از يک گل از ما مراقبت و نگهداري و حفاظت نمايد. اما اگر نه، کار خانه را ننگ و عار مي دانيم و فراموش کرده ايم که براي چه ازدواج کرده ايم و قرار نيست فرزنداني بي ادب و بي تربيت تحويل جامعه بدهيم و مي بايست اول به نيازهاي همسر و فرزندانمان که هم حق طبيعي آن هاست و هم به واسطه برآوردن اين نيازها در درجه اول اين خودمان هستيم که به آرامش مي رسيم، لازم است در نظريات و باورهايمان پالايش کنيم و با تفکر و تأمل، به خود برسيم و به زن بودنمان. زني که کرامت و شرافت و بزرگي اش برتر است که از دامن زن، مرد به معراج مي رود...
پي نوشت ها :
1 ـ 19/انسان
2 ـ مناقب خوارزمي /ص256.
3 ـ نهج الفصاحه.
منابع
1 ـ در مکتب فاطمه (سلام الله عليها)دکتر علي قائمي
2 ـ جامي از زنان کوثر، استاد محمد تقي مصباح يزدي.
3 ـ نهج الحياه.
4 ـ بحارلانوار.
5 ـ بيت الاحزان.
6 ـ دلائل الامامه.
7 ـ فرهنگ فاطمه.
8 ـ سيري در سيره ريحانه پيامبر.
9 ـ بانوي نمونه اسلام.
 
نوشته شده در شنبه 24 فروردین 1392ساعت 15:19 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.sharghi.net & www.kafkon.com & www.naztarin.com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران