رئیس بیمارستان گفت: ما کاری به رضایت ایشان نداریم، اگر پایش قطع نشود به زودی عفونت به قلب می‌رسد. ما نتیجه را برای مرکز پزشکی بنیاد ارسال می‌کنیم و آنها هم از پدر و مادرش رضایت خواهند گرفت

عملیات خیبر در ساعت 21:30 روز 31262 با رمز یا رسول الله آغاز شد. هدف از این عملیات انهدام نیروهای سپاه سوم عراق، تامین جزایر مجنون شمالی و جنوبی، ادامه تک از جزایر و محور طلائیه به سمت نشوه و الحاق به نیروهایی که از محور زید به دشمن حمله می کردند بود. قرار شد خشکی شرق دجله از طریق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقویت کند.

دلایل متعددی باعث شد تا منطقه عملیات هور باشد که یکی از آن دلایل این بود که دشمن فکر نمی‌کرد نیروهای اسلام توانایی عملیات در این منطقه جغرافیایی را داشته باشند.

عملیات خیبر که به آزاد سازی منطقه ای به وسعت 1000 کیلومتر مربع در هور، 140 کیلومتر مربع در جزایر مجنون و 40 کیلومتر مربع در طلاییه انجامید، موجب افزایش عزم بین المللی در جهت کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق گردید؛ به گونه ای که از تاریخ 3/12/1362 (زمان آغاز عملیات خیبر) تا تاریخ 30/7/1363 تعداد 474 طرح صلح از سوی 54 کشور مختلف جهان ارایه شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ 11/3/1363 قطع نامه 552 خود را در خصوص پایان دادن به جنگ ایران و عراق تصویب نمود. این در حالی بود که هیچ یک از قطع نامه و طرح های مذکور نظر ایران را تامین نمی کرد.

هم چنین، در این عملیات فرماندهان جنگ به اهمیت تاثیر تجهیزات دریایی و آبی – خاکی برای کسب نتایج مهم و حیاتی پی بردند و نیز سپاه پاسداران به یکی از ضرورت های حساس و حیاتی در تکمیل و توسعه سازمان خود آگاه گردید و آن لزوم ایجاد تقویت و توسعه یگان های دریایی برای انجام عملیات های آبی – خاکی بود. این رهیافت، قابلیت سپاه در انجام عملیات عبور از هور و رودخانه های بزرگ را توسعه داد و هسته اصلی عملیات های بدر، والفجر8، کربلا3، 4 و 5 و نیز زمینه ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران گردید.

این عملیات دستاوردهای خود را مدیون رزمندگانی است که شجاعانه جان خود را به کف گرفته و به مقابله با دشمن پرداختند. آنچه می‌خوانید خاطراه ای است از عباس پالیزدار یکی از رزمندگانی که در عملیات خیبر حضور داشته و می‌گوید:

*سه روز در بیمارستان اراک تنها برای معاینه و تشکیل پرونده سپری شد در حالی که روز به روز زخم پایم حادتر می‌شد و سیاهی آن توسعه پیدا می‌کرد به نحوی که حتی به مجرای تناسلی‌ام نیز رسیده بود و من همچنان در مقابل درخواست رضایت پزشکان مقاومت می‌کردم.

 

روز چهارم چند پزشک آلمانی پایم را معاینه کردند و به سرپرستار دستور دادند فردای آن روز من را (چک) و برای عمل جراحی آماده کنند. سرپرستار مسئله عدم رضایت من را برای دکترها یادآور شد. رئیس بیمارستان گفت: ما کاری به رضایت ایشان نداریم، اگر پایش قطع نشود به زودی عفونت به قلب می‌رسد و ایشان را از بین می‌برد، ما نتیجه را برای مرکز پزشکی بنیاد به وسیله تلکس ارسال می‌کنیم و مرکز پزشکی هم به خانواده‌اش مراجعه و از پدر و مادرش رضایت خواهند گرفت.

از این که دیگر به عقیده من اهمیتی نمی‌دادند و خلع سلاح شده بودم سخت ناراحت بودم و آرام و قرار نداشتم. شب آن‌روز تا دیر وقت خوابم نبرد و آنچه را که در طی چند روز بر من گذشته بود در خاطرم مرور کردم و دلگیر بودم که چرا مثل محمدعلی به فیض شهادت نائل نشده‌ام شاید گناهی مرتکب شده‌‌ام که به چنین روزی گرفتار آمده‌ام یا ...

نیمه‌های شب با همین افکار به خواب رفتم و در عالم رویا همان نور داخل نیزار را دیدم و این بار در حالی‌که گریه می‌کردم دست نیاز به طرف نور دراز کردم و از او خواستم تا مرا از این وضعیت نجات دهد.

عمو که از صدای گریه من بیدار شده بود مرا از خواب بیدار کرد و گفت: چرا گریه می‌کنی؟ من که تمام بدنم از عرق خیس شده بود ماجرای نور را آن‌طور که دیده بودم برایش تعریف کردم در حالی که گونه‌هایش از شادی گل انداخته بود با اطمینان و هیجان خاصی گفت: مطمئنم پایت خوب می‌شود آن شب تا صبح من و عمو نخوابیدیم و با هم زیارت عاشورا و دعای فرج آقا امام زمان(ع) را خواندیم.

ساعت هشت صبح بود که یک رزیدنت به همراه سرپرستار و دستیارش وارد اطاق شدند تا مرا (چک) و نتیجه را برای مرکز پزشکی بنیاد در تهران ارسال کنند. وقتی سرپرستار ملحفه را از روی پایم کنار زد و زخم پایم را دید با حالت شک و تردید به من و رزیدنت نگاه کرد. رزیدنت هم با دقت پایم را ورانداز کرد و با عجله از اطاق بیرون رفت و لحظه‌ای بعد به همراه پزشکان آلمانی بازگشت. پزشکان آلمانی هم با تعجب پایم را معاینه کردند و بدون اینکه چیزی بگویند همه از اطاق بیرون رفتند.

من که به حرکت‌‌های آنان مشکوک شده بودم پایم را که بی‌حس شده بود کمی تکان دادم و زمانی که پایم بدون درد به حرکت درآمد ملحفه را کنار زدم و دیدم سیاهی آن کاملا از بین رفته و درست مثل روزهای اول مجروحیت تازه پوست پایم شفاف است، بی‌اختیار با خوشحالی فریاد زدم: عمو من خوب شدم، من شفا گرفتم، من شفا گرفتم...

پزشکان آلمانی که به معجزه و این قبیل مسائل اعتقادی نداشتند، پرونده قبلی را کنار گذاشته و مجددا باگرفتن آزمایش و نوار پرونده جدیدی برایم تشکیل دادند، در نتیجه قرار شد از قطع‌کردن پایم صرف‌نظر کنند و با چند عمل جراحی شریان‌های قطع شده را به هم وصل و شکستگی پایم را نیز گچ بگیرند.

عمو که از بابت قطع شدن پایم خیالش راحت شده بود، پس از ملاقات با رئیس بیمارستان و سفارش من و همچنین مطرح نمودن مسئله (شفاگرفتن)، بدون اینکه به خانواده‌اش در تهران سری بزند، به منطقه بازگشت.

در طی مدت یک هفته چهار عمل جراحی با موفقیت بر روی پایم صورت گرفت و شکستگی آن نیز ترمیم شد و قرار شد پس از دو هفته از بیمارستان مرخص یا به یکی از بیمارستان‌‌های تهران منتقل شوم و این در حالی بود که روزانه عده کثیری از مردم اراک و حتی روستاهای اطراف که از موضوع شفا گرفتنم باخبر شده بودند به عیادتم می‌آمدند و من روزانه باید به سوال‌های بی‌شمار عیادت‌کنندگان پاسخ می‌دادم و آنچه را که از ابتدا بر من گذشته بود به تفضیل بازگو می‌کردم، به ویژه ایام مبارکه دهه فجر که دانش‌آموزان از سطح مدارس و دبیرستان‌ها به دیدنم می‌آمدند و نحوه شفا گرفتنم را جویا می‌شدند.

پس از دو هفته که با تجویز پزشک معالج از تخت پایین آمدم با عصا شروع به راه رفتن کردم، مرا جهت اعزام به یکی از بیمارستان‌های تهران آماده نموده و با یک دستگاه آمبولانس روانه فرودگاه کردند.

هواپیمایی که قرار بود با آن به تهران منتقل شوم مدت 20 دقیقه تاخیر کرد و من که همواره منتظر فرصتی بودم تا قبل از رفتن به تهران به منطقه بازگردم و قولی را که به محمدعلی داده بودم عملی کنم، به راننده آمبولانس که از بابت تاخیر هواپیما حرص می‌خورد، گفتم: شما بروید، من می‌توانم راه بروم، خودم سوار هواپیما می‌شوم. و او هم که منتظر چنین پیشنهادی بود با خوشحالی خداحافظی کرد و رفت. هواپیما چند دقیقه بعد در باند فرودگاه بر زمین نشست و مسافران سوار بر هواپیما شدند و وقتی که هواپیما به پرواز درآمد، از فرودگاه خارج شدم. و با تهیه بلیط به منطقه بازگشتم.

وقتی در اهواز از قطار پیاده شدم پایم به شدت درد می‌کرد اما بی‌توجه به آن به هر نحوی بود خود را به بنه و از آنجا به اسکله شهید عسگری که عمو و بچه‌ها در آنجا مستقر بودند رساندم.

وقتی عمو چشمش به من افتاد سخت عصبانی شد و با داد و فریاد گفت: تو اینجا چه کار می‌کنی با این وضعیت ناهنجار پایت چرا به منطقه برگشتی؟ توی این هوای گرم پایت چرک می‌کند و دوباره سیاه می‌شود.

در حالی که بغض گلویم را می‌فشرد گفتم: می‌‌خواهم بروم و جنازه محمدعلی را بیاورم.

عمو که کمی آرام شده بود گفت: وضعیت منطقه مساعد نیست.

بغض انباشته شده در گلویم ترکید و با گریه گفتم: اگر هم کسی نیاید به تنهایی می‌روم.

عمو با لحن پدرانه‌ای گفت: خیلی خوب، لازم نیست تو بیائی، فقط مشخصه‌ها و گرای منطقه را به ما بده ما می‌رویم و او را می‌آوریم، ولی باید به ما قول بدهی که بعد از آوردن جنازه محمدعلی به تهران برگردی و درمان پایت را پیگیری کنی.

در حالی که اشک چشمهایم را پاک می‌کردم با خوشحالی گفت: چشم، شما این کار را انجام بدهید، قول می‌دهم بلافاصله منطقه را ترک کنم. بعد از این که عمو 5 نفر از نیروهای آشنا به منطقه را انتخاب نمود و با ستاد و نیروهای مستقر در منطقه هماهنگی کرد، مسیر و مشخصه‌های منطقه را به آنان گفتم آنها به راه افتادند و از خاکریز گذشتند.

دو ساعت بعد که عمو و نیروهایش بازگشتند با خود سه جنازه شهید به همراه آورده بودند که هیچ کدامشان محمدعلی نبود، در اصل همان جنازه‌هایی بود که من جابجا کرده و برای آنها شاخص گذاشته بودم و جنازه محمدعلی یک متر آنطرفتر زیر نی‌ها قرار داشت که آن را نیافته بودند.

عمو وقتی به محل دقیق جنازه محمدعلی واقف شد، بلافاصله برای بار دوم به همراه نیروهایش برگشت و پس از دو ساعت ‌و نیم در حالی که با دشمن درگیر شده بودند و یکی از نیروها نیز ترکش خورده بود جنازه محمدعلی را با خود به همراه آوردند.

وقتی چپیه را از روی صورت محمدعلی کنار زدم همان لبخندی را بر لب داشت که موقع رویت نور در نیزار بر لبانش نقش بسته بود، لبانم را بر گونه‌اش گذاشتم بوی دل‌انگیز عطر گل محمدی مشامم را نوازش داد و پیشانی‌اش را که با دست لمس کردم پوست بدنش گرم و تر و تازه بود و با این که نزدیک به یک ماه از شهادتش می گذشت انگار ساعتی قبل به لقای حق پیوسته بود.

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اسفند 1391ساعت 07:48 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

 

 

س:آقای درویشی ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمائید در کدام اردوگاه عراق اسیر بودید، مقداری از خودتان بگوئید

ج: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم الحمدالله‌رب‌العالمین ، بنده درویشی هستم از خوزستان شهرستان امیدیه در تاریخ 62/12/8 عملیات خیبر در دشت بستان اسیر شدم محل اسارتم در اردوگاه موصل دو و یک سال آخر هم در موصل یک ودر تاریخ 69/5/27 آزاد شدم.

 

 س:نحوه اطلاع‌رسانی شما به آزادگان اردوگاه موصل 2 برای حضور در همایش چگونه انجام شده است؟

 

ج: ما یکی از عزیزان را بعنوان رابط معرفی کردیم به نام حاج عباس سیاری و شماره تلفن و فاکس را به رابطین استان‌ها دادیم و همچنین شماره فاکس استان‌ها را گرفتیم. هم به صورت کتبی هم به صورت تلفنی صحبت‌ها و هماهنگی‌های لازم با رابطین انجام شده است. در رابطه با تاریخ گردهمایی و نحوه حضوربه محل همایش ، زمان همایش، زمان شروع افتتاحیه و اختتامیه‌هم به اطلاع‌ آنها رسیده است. ضمنادر تاریخ 30 بهمن 1391 نشستی داشتیم و از تمامی رابطین دعوت شد که اکثراً حضور پیدا کردند. در آن نشست جزئیات برنامه‌هایی که نیاز بود رابطین در جریان قرارگیرند، جهت آمادگی برادران آزاده استان‌ها، توضیحات لازم داده شد.

 

س:تا کنون چند نفر از آزادگان اردوگاه موصل2  برای حضور در همایش اعلام آمادگی کرده اند؟

 

ج: تا امروز حدوداً 1200 نفر ثبت‌نام کرده اند. الحمدالله با توجه به اطلاع‌رسانی‌های پی‌درپی که توسط رابطین و دیگر برادران و دوستان شده است، استقبال ادامه دارد و در این مدت با استقبال خوبی مواجه شده‌ایم.

 

 

س:چی شد که شهر اهواز را برای همایش انتخاب کردید؟

 

ج: اولین همایش که در سال 1389 در مشهد مقدس برگزار شد. آنجا جمعی از دوستان دور هم نشستند و برنامه‌ریزی همایش بعدی را تنظیم کردند و اقبال به سوی ما آمد. خوزستان با توجه به اینکه منطقه عملیاتی بود و منطقه جنگ بود برادران این توفیق را به آزادگان خوزستان دادند و ما خودمان هم در این رابطه مشتاق بودیم و برادران بزرگوار آزاده خوزستانی ،آنها‌ هم از این دعوت استقبال کردند.

 

س: این همایش درچند روز برگزار می‌شود، مقداری هم در این مورد توضیح بدهید

 

ج: همایش به مدت سه روز از 15/12/91 تا 17/12/91 بصورت رسمی برگزار خواهد شد. یعنی افتتاحیه روزپانزدهم ساعت 9 صبح و اختتامیه هم روز هفدهم بعد از نماز ظهروعصر و صرف غذا تمام می‌شود. ما اطلاع‌رسانی کردیم کسانی که بلیطشان روز پانزدهم صبح ردیف نشده، می‌توانند از روز چهاردهم بیایند ما در خدمتشان باشیم. آزادگان عزیزی هم که عزیمتشان برای بعدازظهر روز هفدهم میسرنیست، تا هجدهم می‌توانند مهمان ماباشند و ما این ایام در خدمت آنها باشیم.

 

س: چه برنامه‌هایی در این سه روز برگزار می‌کنید؟

 

ج: ما سه روز را به سه بخش تقسیم کردیم. روز اول افتتاحیه، که انشاءالله ساعت 9 صبح شروع می‌شود. دعوت از مسئولین شورای تامین استان خوزستان را داشتیم. از نمایندگان مجلس و عزیزانی که در طول همایش ما را پشتیبانی کردند. مثلاً شرکت نفت و حفاری و فولاد و جاهایی که ما را پشتیبانی کردند. شروع همایش با تلاوت قرآن مجید و سرود جمهوری اسلامی و سپس مدیحه‌ سرایی حاج‌صادق آهنگران و بعد از آن خیر مقدم گویی توسط برادر عزیزمان حاج آقا جابریان انجام می‌شود. سخنران هم حجه الاسلام والمسلمین حاج‌آقا ابوترابی هستند. البته برنامه های دیگری هم داریم. اگر حاج‌آقای قاسمی هم تشریف آوردند چند دقیقه‌ای هم در خدمت ایشان هستیم. بعد از سخنرانی حاج‌آقا ابوترابی، برنامه سرود و تئاتر هم داریم که انشاءالله اجرا می‌شود.

 

 

س: آزادگان عزیز به چه آدرسی باید تشریف بیاوردند؟

 

ج: اهواز- حد فاصل کیلومتر 2 جاده ماهشهر- اهواز بین فلکه شهید بندر و سه راهی تپه با ترمینال زاگرس.

 

س: اسکان این عزیزان را در کجا در نظر گرفته‌‌اید؟

 

ج: در اردوگاه شهید مسعودیان زائرسرای استان فارس و چهارمحال بختیاری

 

س: اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید

 

ج: روز شانزدهم انشاءالله بازدید از مناطق عملیاتی را داریم که بعد از نماز صبح همه عزیزان با اتوبوس‌هایی که تهیه شده منطقة حور الهویزه ، منطقه عملیاتی خیبر را بازدید می‌کنند. بعد از آن هم برای صرف ناهارو نماز به مزار شهدای هویزه می‌رویم. پس از آن به طرف دهلاویه، یادمان شهید چمران می‌رویم. آنجا هم سخنرانی سردارقربانی راخواهیم داشت. البته در خود منطقة حور هم یک نفر راوی هست که در حد ده تا پانزده دقیقه از وضعیت عملیاتی خیبر توضیحاتی را ارائه مینماید.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 09 اسفند 1391ساعت 11:43 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

عملیات خیبر

 

پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به پدافند مطمئن تدابیری به کار بست؛ به گونه ای که در مناطق کوهستانی، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به کارگیری موانع مصنوعی موقعیت خود را تحکیم بخشید. در عین حال، دشمن از موانع طبیعی نیز به منظور ایجاد اطمینان بیشتر بهره می گرفت. در این میان، رودخانه عریض اروند و منطقه وسیع هورالعظیم از نگرانی دشمن نسبت به تهاجم قوای ایران کاسته بود. این موضوع در منطقه هورالعظیم بیشتر مشهود بود، به طوری که دشمن هیچ گونه مانعی را برای ایجاد پدافند در غرب این منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمی پنداشت آب گرفتگی وسیع هورالعظیم برای نیروهای پیاده ایران قابل عبور باشد؛ و نیز گمان نمی کرد قوای مسلح ایران تلاش اصلی خود را در این منطقه قرار دهند.

هم چنین عراق در سال های سوم و چهارم جنگ تاکتیک های جدیدی اتخاذ کرد، که طبعا نیازمند به کارگیری تاکتیک ها و تدابیر جدید بود. به منظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و به دست گرفتن ابتکار عمل، منطقه هور با سه ویژگی انتخاب گردید:

ضعف و ناتوانی دشمن در عملیات آبی خاکی،سرعت عمل،غافلگیری.

منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عملیات رمضان تا والفجر 4 و با در نظر گرفتن توان خودی و دشمن، و نیز نقش زمین و تاثیر گذاری آن، انتخاب شد. نظر به راکد بودن نسبی آب هور و وسعت بیش از اندازه آن، که طبعاً منجر به طولانی شدن عقبه های نیروهای خودی می شد و نیز فقدان زمین مناسب جهت قدرتمندی و قابلیت های نیروهای خود (پس از عملیات رمضان تا قبل از خیبر)، از جمله شرایط و عواملی بود که موجب می شد دشمن تصور عملیات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همین تصور باعث گردید که عراق، از جزایر مجنون شمالی و جنوبی و شرقی دجله تنها با چند گردان پدافند نماید.

در این میان، اجرای عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شمال هور، به رغم نتایج غیرمطلوب آن، نتیجه ای بزرگ – هر چند غیر مستقیم – بر جای گذارد. عملیات در منطقه چزابه، شناسایی موقعیت ضعیف دشمن در منطقه هور را در پی داشت.

فرماندهان سپاه پاسداران که به مناسبت عملیات والفجر مقدماتی در آن منطقه حضور یافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سریعاً به طراحی عملیات خیبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عملیات والفجر مقدماتی، ضریب امنیت را شدت بخشیده و رعایت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به این که دو نکته مهم دیگر در دستور کار قرار گرفت. نکته اول، فعالیت های شناسایی بود که با توجه به رعایت اصل حفاظت، به نیروهای بومی سپاه خوزستان واگذار شد.

نکته دوم، تغییر در سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد قابلیت عملیات آبی – خاکی بود که باید متحقق می شد ، بر همین اساس، یگان دریایی سپاه (قرارگاه نوح) تشکیل شد. در عین حال، برای جلوگیری از هوشیاری دشمن، قرارگاه دریایی سپاه در بوشهر فعال گردید تا به این وسیله تلاش جدید به منظور افزایش فعالیت در خلیج فارس تلقی گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت 10:50 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

download

یکی دیگر از فرماندهان دوران دفاع‌مقدس پس از تحمل سال‌ها رنج و درد ناشی از مصدومیت شیمیایی در جبهه‌های حق علیه باطل، در تهران به جمع همرزمان شهید خود پیوست.امیر سرتیپ علیرضا سنجابی جانباز ۷۰ درصد شیمیایی که از همرزمان شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بود،روز گذشته (دوشنبه) به شهادت رسید.سنجابی از نیروهای شجاع و از فرماندهان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس بود و در عملیات‌هایی همچون «والفجر۲، والفجر۹ و ظفر۳ » حضوری فعال و اثرگذار داشت و ۷۲ ساله بود.سنجابی، سال ۱۳۱۹ در شهرستان قزوین به متولد شد. در سال ۱۳۳۸ وارد دانشگاه افسری (امام علی(ع) فعلی) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۶ حضوری پرشور در جبهه‌های حق علیه باطل داشت.این شهید والامقام که سمت‌هایی همچون فرمانده تیپ یکم پیرانشهر و جانشین قرارگاه عملیاتی شمال غرب را در طول سالیان حضورش در دوران دفاع مقدس عهده دار بود در سال ۱۳۶۴ در عملیات «قادر» به دلیل بمباران شیمیایی دشمن به شدت مجروح و به درجه جانبازی نائل آمد.تدریس در دانشگاه عالی دفاع ملی، دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش (دافوس) و دانشگاه آزاد اسلامی از جمله فعالیت‌های شهید سنجابی در دوران پس از جنگ تحمیلی بود.

نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت 09:26 توسط mosel2| ارسال نظر(8) |

پیام تسلیت در پی ارتحال آیت‌الله حاج شیخ عزیز الله خوشوقت

در پی ارتحال آیت‌الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت رضوان‌الله علیه، رهبر انقلاب اسلامی در پیام تسلیتی درگذشت این عالِم ربانی، معلم اخلاق و سالك الی‌الله را مصیبتی اندوهبار خواندند و این ثلمه‌ی بزرگ را به بازماندگان و شاگردان ایشان تسلیت گفتند.
متن پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این شرح است:

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
با تأسف و اندوه فراوان خبر رحلت عالم ربانی، سالك الی‌الله و عارف بالله مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت رضوان‌الله علیه را دریافت كردم. عمری با بركت، سرشار از معنویت و تهذیب، و گامهای پیوسته در سلوك الی الله، همراه با مجاهدتی كم نظیر در تربیت نفوس مستعد و دلهای مشتاق، خلاصه‌‌ئی از زندگینامه‌ی این روحانی مهذّب و این معلّم اخلاق و معرفت است. بی شك فقدان این شخصیت ممتاز، برای آشنایانِ رتبه‌ی معنوی آن بزرگوار مصیبتی اندوهبار و برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض او ثلمه‌ئی بزرگ است. اینجانب تسلیت صمیمانه‌‌ی خود را به خانواده‌ی مكرّم و فرزندان محترم و دیگر وابستگان و به همه‌ی ارادتمندان ایشان معروض میدارم و علو درجات و شمول رحمت حق و حشر با اولیاء الله را برای روح مطهرشان از خداوند متعال مسألت میكنم.
سید علی خامنه‌ای
1391/12/02
نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت 09:18 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

روز دوشنبه 30/11/91 آخرین جلسه هم اندیشی برگزاری همایش آزادگان اردوگاه موصل 2 با حضور رابطین ونمایندگان استانها وهمچنین اعضای ستاد همایش درتهران به میزبانی آزاده ارجمند سید ابطحی درساعت 9/30صبح برگزار گردید این نشست که به منظور جمع بندی وهماهنگی های لازم پیرامون اجرای برنامه های پیش بینی شده با تلاوت قران کریم آغازگردید نخست دکترموحدی طی سخنانی پیرامون همایش ایراد نمود وپس از ان آقای درویشی دبیر اجرایی طی گزارشی چگونگی پیشبرد امور را برای حضار تشریح نمودند سپس توسط مسولین کمیته ها موارد ضروری جهت اطلاع حاضرین ارایه شد گفتنی است جلسه بحث وبررسی در خصوص پیشنهادات شرکت کنندگان تا ظهر ادامه پیداکرد.قابل ذکراست درساعت 15 همانروزاعضای ستاد همایش طی نشستی دردفتر موسسه فرهنگی پیام آزادگان با حضور مسولین موسسه درخصوص همکاریهای موسسه به بحث وتبادل نظر پرداختند.

 

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 02 اسفند 1391ساعت 10:32 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

 

نوشته شده در سه‌شنبه 01 اسفند 1391ساعت 11:04 توسط mosel2| ارسال نظر(1) |

درروز سه شنبه 24/11/91 اعضای ستاد برگزاری دومین همایش آزادگان موصل 2 جهت بررسی موقعیت وامکانات موجوددر هورالهویزه طی بازدیدی ازمناطق مورد نظری که قرار است درتاریخ 16/12/91 شرکت کننده درهمایش ضمن بازدید ازمناطق عملیاتی دفاع مقدس ازمنطقه هورالهویزه که نقطه آغازین عملیات خیبربود بیاد رشادتهای رزمندگان اسلام که درسال 1362 طی عملیات غرورآفرین خیبر توانستند مناطق جزیره مجنون را به تصرف خود درآورندباز دید و تجدید خاطره نمایند, گفتنی است اکثریت آزادگان اردوگاه موصل 2 در همین عملیات به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمدند

نوشته شده در پنج‌شنبه 26 بهمن 1391ساعت 16:11 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

 

اخبار تکمیلی ازبرگزاری همایش آزادگان اردوگاه موصل 2 در گفت وگو با مسئول کمیته فرهنگی موصل2

س: ابتدا خودتان را معرفي كنيد؟

ج: بسم‌الله الرحمن الرحيم مسعود وصلتي هستم در عمليات پيروزمندانة خيبر به اسارت نيروهاي عراقي در آمدم و در سال 69 هم آزاد شدم.

س: مطلع شديم كه قصد داريد دومين همايش آزادگان موصل2 را برگزار كنيد، بفرماييد دومين همايش در كجا برگزار مي‌شود ؟

ج: اولين همايش سال 1389 برگزار شد، بچه‌هاي موصل 2 تصميم گرفتند كه كنار مرقد ثامن‌الحجج حضرت علي‌ابن موسي‌الرضا(ع) برگزار كنند كه مصادف با ميلاد مبارك حضرت امام رضا هم بود. بچه‌ها در اين همايش دور هم جمع شدند. به اذعان خود دوستان تقريباً‌ مي‌شود گفت جزء نادر همايش‌هايي بود كه اين‌قدر مورد استقبال بيشتر دوستان قرار گرفت و حضور پيدا كردند. تقريباً از 1700 نفر 1350 نفر از آزاده‌ها در مهرماه 89 حضور پيدا كردند كه همان‌جا قرار بر اين شد كه همايش بعدي در خوزستان برگزار شود به لحاظ اين‌كه اكثر آزاده‌هايي كه در موصل دو بود. قريب‌ باتفاقشون در عمليات خيبر اسير شده بودند لذا تصميم گرفته شد كه در اسفنده ما به مناسبت سالگرد عمليات خيبر در خوزستان برگزار شود. از مهرماه سال 91 هم نشست‌ها كليد خورد و رابطين استان‌ها به خوزستان آمدند و تصميمات اوليه گرفته شد مكان و زمان مشخص شد و ماحصل آن جلسه، قرار شد، همايش از 15 تا 17 اسفندماه 91 در اردوگاه شهيد مسعوديان انشاءالله پذيراي آزادگان موصل2 باشيم. براي برنامه‌هايي قرار است آن‌جا برگزار شود. مهم‌ترين هدف اين است كه بچه‌ها با هم ديداري داشته باشند. به هرحال مدت‌هاي زيادي در كنار هم زندگي كردند. در كنار هم بودند، در سخت‌ترين دوران زندگي شاهد رنج‌هايي بودند كه با هم تحمل كردند و الان هم دوست دارند هرچند وقتي يك‌بار در كنار هم جمع شوند. به ياد آن روزها اگرچه خاطرات تلخي هم هست ولي اين ديدارها، تمام آن تلخي‌ها را برطرف مي‌كند و تبديل به يك شيريني خيلي خوبي برا‌ي آزادگان مي‌شود. چون به هر حال نياز دارند از لحاظ روحي و رواني تجديد قوا بشوند تجديد عهد بشوند با آرمان‌هاي مقدس جمهوري اسلامي، با اهدافي كه از قبل داشتند و براي آن جنگيدند و براي آن زجر كشيدند و براي آن سختي‌ها را متحمل شدند. نياز هست كه در كنار هم باز يادآور آن روزا بشوند و تجديد خاطره شود. انشاءالله اميدواريم كه با آرمان‌هاي مقدس جمهوري اسلامي هم در حين ديدارها تجديد عهدي داشته باشيم. انشاءالله

س: كدام آزاده‌ها در اين همايش شركت مي‌كنند؟

ج: فرق نمي‌كند هم كساني كه در عمليات خيبر اسير شدند و هم برادراني كه بعدها به اين اردوگاه منتقل شدند. كساني كه در اردوگاه موصل دو بودند. امكان دارد بعضي بچه‌ها حدود 4 ماه بيشتر تو اردوگاه نبودند. به هر حال همه دعوتند همه كساني كه روزي در اردوگاه موصل دو بودند، دعوتند كه انشاءالله ما بتوانيم پذيرايي خوبي از آنها بكنيم.

س: چه برنامه‌هايي را در اين سه روز در نظر داريد اجرا كنيد؟

ج: برنامه‌ها انشاءالله از روز پانزدهم اسفند ساعت 9 صبح با حضور مسئولين استاني و كشوري و كلية آزادگاني كه حضور دارند افتتاح خواهد شد با حضور آقاي آهنگران كه قرار است نواهايي از دوران دفاع مقدس را اجرا كنند و خير مقدم گويي توسط يكي از برادران روحاني و همچنين سخنراني حاج‌آقاي ابوترابي نائب‌رئيس مجلس شوراي اسلامي و مديرعامل مؤسسه پيام آزادگان جناب آقاي دكتر قاسمي كه تا ظهر اين برنامه‌ها اجرا مي‌شود و شب پانزدهم رزمايشي هست كه از طريق برادران سپاه و بسيج در اون منطقه برگزار مي‌شه و روز صبح روز شانزدهم از مناطق عملياتي، علي‌الخصوص منطقة عملياتي خيبر بازديد مي‌شود كه اكثريت آزادگاني كه در اين همايش شركت مي‌كنند در آنجا به اسارت در آمدند. از يادمان شهيد چمران و شهداي هويزه انشاءالله بازديد مي‌كنيم و روز هفدهم بازديد از كارهاي هنري كه به ياد روزهايي كه با امكانات كم آزاده‌ها مي‌توانستند برنامه‌هاي بانشاطي در اسارت به مناسبت‌هاي مختلف برگزار كنند، تجديد خاطره‌اي از آنها خواهد شد. زمان شود. روز هفدهم تا ظهر برنامة اختتاميه تمام مي‌شود و عزيزان مدعوو در اختيار خودشان هستند تا به استان‌هايشان خودشان برگردند.

س: نحوة ثبت‌نام آزادگان موصل2 براي شركت در اين همايش چگونه خواهد بود؟

ج: روابط عمومي مشخص شده است برادراني هستند كه به عنوان رابطين استان‌ها مشخص شده‌اند. اين‌ عزيزان قرار است كه با برادران‌ آزاده‌اي كه در اردگاه موصل دو بود ارتباط برقرار كرده و از آنها ثبت‌نام نمايند و اطلاع رساني نيز بشود.

س: اطلاع رساني به آزادگان ومحل برگزاري همايش‌ چگونه است؟

ج: از طريق وبلاگ‌ها و انشاءالله قرار است به صورت پيامكي هم براي برادراني كه شماره‌هايشان را داريم پيامك ارسال شود و بشه و اطلاع‌رساني دقيق بشود زمان همايش مشخص است. 15 اسفندماه تا17 و اردگاهي هم اردوگاه شهيد مسعوديان حدفاصل كيلومتر 2 جادة ماهشهر اهوازه حدفاصل بين فلكة شهيد بندر و سه راهي تپه يا ترمينال زاگرس

س: چه انتظاري از آزادگان موصل دو داريد؟

ج: ما جداً انتظار داريم همان‌طور كه آزادگان موصل2 در مشهد به بركت حضرت امام رضا(ع) استقبال كردند اميدواريم كه در اين همايش هم شركت بكنند و از قبل هم حتماً ثبت‌نام كنند حتماً‌ به مسئولين استاني، رابطين استاني‌شان گزارش دهند كه خللي در حضورشان پيدا نشود و امكاناتي كه ما داريم تا حد لازم در اختيارشان قرار بدهيم.

س: براي ارتباط با شما با چه شماره‌ تلفني و از چه طريقي آزادگان موصل2 اقدام كنند؟

ج: دفتر همايش واقع در اهواز منطقه كيان‌آباد نبش خيابان 14 غربی مي‌باشد كه به صورت پيامكي هم مي‌توانند خبر آمدنشان را يا ثبت‌نامشان را به سمع و نظر بچه‌هاي دفتر ستاد برسانند تا بتوانيم جمع‌بندي بكنيم و انشاءالله در آيندة نزديك هم موعد ثبت‌نام هم گذاشته مي‌شه كه ما بتونيم با آمادگي كامل در خدمت بچه‌ها باشيم . همچنین شماره تماس ستاد همایش 06113387639 و فکس 06113911784 می باشد

س: نقش مؤسسه پيام آزادگان در اين همايش چيست؟

ج: من از همكاري تنگاتنگ مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان كه قرار است كه بخش عمده‌اي از كارهاي فرهنگي را عهده‌دار شوند تقدير و تشكر مي‌كنم قرار است در برنامه‌هاي هنري و مستندسازي، بستة‌ فرهنگي، كتاب و آنچه باصطلاح چيزايي كه در شأن آزادگان هست تهيه بكنيم.

س: در آخر صحبتي اگر داريد بفرماييد؟

ج: از همة عزيزاني كه در اين همايش قراره كه همكاري بكنند علي‌الخصوص مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان كه نقش محوري دارد و كلية عزيزاني كه بدون هيچ چشم‌داشتي هماهنگ هستند و از روز اول حدود سه الي چهار روز درگير كار مي‌شوند و پيگيري مي‌كنند تقدير و تشكر مي‌كنم. اميدمان هست كه بچه‌ها با استقبالشان پاسخ‌گوي زحمات همة‌ بچه‌ها باشند.

 

نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391ساعت 12:03 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

قابل توجه کلیه رابطین استان ها و هسته مرکزی همایش آزادگان

اردوگاه موصل 2

جلسه جمع بندی نهایی دومین همایش آزادگان موصل2 در تاریخ

دوشنبه 91/11/30 در تهران برگزار میگردد.

از رابطین محترم استان ها تقاضا می شود لیست تکمیل شده

متقاضیان حضور در همایش اهواز را در این جلسه حتما به همراه 

داشته باشند.

مکان: تهران- میدان هفت تیر - خیابان قائم مقام - میدان شعاع -

خیابان شهید خدری - پلاک 52 - طبقه سوم(سید فضل الدین ابطحی)

تلفن دفتر: 88813322-021

تلفن هماهنگی:

09161134765---درویشی

09166511355---سیاری

نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن 1391ساعت 14:22 توسط mosel2| ارسال نظر(1) |

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.sharghi.net & www.kafkon.com & www.naztarin.com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران