", "image":"", "datePublished":"2012-05-11 08:08:28", "dateModified":"2026-06-25 23:11:42", "author":{ "@type":"Person", "name":"mosel2" }, "publisher":{ "@type":"Organization", "name":"آزادگان اردوگاه موصل 2" }, "mainEntityOfPage":"https://mosel2.loxblog.com/اردوگاه-پاسداران-خميني" }

عنوان : اردوگاه پاسداران خميني
راوي :آزاده
منبع :كتاب برگهايي از اسارت
سال 62 چند ادثه مهم در موصل 2 اتفاد افتاد. يكي ازاينكه در يك غروب ديگر كه خورشيد گرفته و كمرنگ سر در چاه افق داشت ، چند نفر از ياوران خميني را كه با چرب زباني جاسوسها به عنوان فعالترين اسرا معرفي شده بودند ، روي تيغها غلتاندند و بعد از انداختن شان در آبهاي گل آلود و لجن ، با كابل به جانشان افتادند.
در همين سال ، به آسايشگاهها ريختند و اسراي كم سن و سال را جدا و بعد ازاينكه دو– سه ساعت ، آنها را زير كابل و شلاق گرفتند ، همگي را به اردوگاه رماديه منتقل كردند به جاي آنها ، صدو هشتاد نفر از اسراي قديمي اردوگاه رماديه را به موصل 2 آوردند. وقتي بچه ها را بردند ، آسايشگاهها ديدن داشت؛ چون روي در و ديوارها خون شتك زده بود و دايره هاي بزرگ و كوچكي كه خون سرخ بندگان خوب خدا را نشان مي داد، سندي برمظلوميت آنها بود. فكر ميكنم در همين سال بود كه پانصد نفر را جدا كرده ، به موصل 4 بردند. چه موقع رفتن و چه موقع ورود به مكان جيدي ، از زدن نگذشتند و در همان روز بود كه "مهرابي " چشمش از حدقه درآمد. تا ده روز ، ما را در منگنه سختي قرار دادند و از نظر آب و غذا و امكانات ، حداقل ممكن را در اختيارمان قرار مي دادند. در همان هنگام كه ما را به موصل 4 بردند ، حاج آقا ابوترابي را به اردوگاه ديگري منتقل كردند؛ اما جانشين حاج آقا در اردوگاه ، آقاي "احدي" پيام ايشان را به ما مي رساند. قبل از اينكه به اردوگاه جديد بياييم ، جلو در ورودي ، تابلويي را نصب كرده بودند كه روي آن نوشته شده بود: معسكر حرس خميني.
من تا روز آزادي – كه هفت سال طول كشيد – در همين اردوگاه بودم.

آزادگان اردوگاه موصل 2


نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت 1391ساعت 08:08 توسط mosel2| ارسال نظر(0) |

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.sharghi.net & www.kafkon.com & www.naztarin.com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران